تبليغاتX
جبهه اصلاحات کردستان - یادداشت

وظيفه دانشگاهيان در اين موقعيت خطير

جلال جلالي زاده: بدون شک هر فرد و هر گروهي در مقابل مسائل خطير و حياتي جامعه خويش مسووليت و تعهد خاصي دارد، اما دايره اين مسووليت و تعهد به نسبت شعاع آگاهي و احساس وظيفه تفاوت پيدا مي کند. در اين راستا دانشگاهيان اعم از استاد و دانشجو به نسبت جايگاه ويژه يي که در جامعه دارند و از لحاظ ارتقاي مرتبه علمي و فکري و قرار گرفتن در وادي تحقيق و پژوهش و پرداختن به مسائل مختلف در حوزه هاي گوناگون انتظارات زيادي را در ميان اقشار مختلف براي پاسخگويي و حل مشکلات و معضلات ايجاد کرده اند. دانشگاه مرکز تجمع و تجميع استعدادها و افکار و انديشه ها و مرکز تجمع افراد و گروه ها با خصايص و ويژگي هايي متنوع است که در اثر بهره مندي از تجارب و اندوخته ها و پذيرش استدلال ها و قوانين علمي و تجزيه و تحليل مسائل روزمره به دور از تعصبات گروهي و جناحي مي تواند نهادي قابل اعتماد و اطمينان براي مراکز تصميم گيري و اداره کشور باشد. به شرطي که اين ظرفيت و توان در وجود مسوولان باشد که حق و حقيقت را معيار و محک برخورد با قضايا قرار دهند چرا که دانشگاه به عنوان مکاني که در جامعه مدرن خود را متعهد به پاسخگويي به ملت احساس مي کند در حوزه هاي مختلف تاثير عميق و مهمي داشته است که هيچ کس نمي تواند منکر آن باشد.

در کشور ما نيز از آغاز تاسيس آن در مقاطع مختلف به وضوح شاهد اثرگذاري اين مرکز مهم نخبه پروري بوده ايم و در جنبش هاي مختلف، در انقلاب، در دفاع مقدس، در اعتراضات و در انتخابات نقش فعالي ايفا کرده است، چون دانشگاه نبض تپنده جامعه و به عنوان مغز و قلب کشور است و در دل و قلب ملت جاي دارد. در شهر و روستا و در بازار و کارخانه، همه فرزندان ملتند که هر يک براي فراگرفتن درسي و تجربه يي و برآوردن نيازي و ايفاي نقشي در زندگي به اين مکان آمده اند، از مرکز کشور گرفته تا دورترين روستاهاي کشور رشته هاي علمي به عنوان تسبيحي مهره هاي انتخابي را کنار هم چيده اند و اين افراد حلقه اتصال خانواده هاي ايراني و اعلام نيازها و گرفتن اطلاعات براي نحوه اداره کشورند و با توجه به اين دلايل است که سکوت يا جنبش دانشگاه حائز اهميت است. براي اينکه دانشگاه بتواند مسووليت خود را ايفا کند لازم است چه کار کند؟ آيا پرداختن به مسائل سياسي را به نهادها و مراکز خاص واگذار کند، آيا اگر مسوولان خواهان سياسي شدن دانشگاه هستند به منزله آن است که تنها در جهت اهداف آنها حرکت کنند يا هر کس با هر ديده و هدفي مي تواند ابراز وجود کند؟ البته نمي توان منکر اين قضيه بود که عدم رعايت موازين و چارچوب هاي لازم در خيلي از موارد توانسته است ضربه هاي کاري و جبران ناپذير بر خواسته هاي اصلي وارد کند که مي توان به اوايل انقلاب اشاره کرد، اما افراط عده يي نبايد موجب تفريط در مقابل آن شود بلکه در يک جامعه متعادل لازم است هر چيزي در جاي خود وظيفه خاص خود را انجام دهد.

اما آنچه امروز در دانشگاه ها شاهديم عمل در مقابل افراط يعني تفريط است. دانشگاه ها در چند سال اخير چه در سطح استادان و اعضاي هيات علمي و چه در ميان دانشجويان با ديدگاه شخصي مآبانه و بي تفاوتي مواجه شده اند که حداقل نتيجه آن رکود در آثار علمي و افت تحصيلي است و از اينجا مي توان نتيجه گرفت که وضعيت دانشگاه با ديگر مراکز متفاوت است و دانشجو و استاد بدون انگيزه و فکر و هدف نمي توانند در درس و کار خود موفق باشند يا عدم اصطکاک فکري نمي تواند صيقل بخش انديشه هاي موجود در مغزهاي جوانان ما باشد.

بنابراين با توجه به مطالبي که گفته شده هم جامعه از دانشگاهيان در حوزه هاي مختلف انتظار دارد نقش پيشگامي خود را ايفا کند و راهکارهاي لازم را ارائه و جايگاه قابل احترام خود را حفظ کند. دانشگاه نبايد از اين موقعيت و منزلت سوءاستفاده يا به نحوي غيرقابل قبول آن را تخريب کند. دانشگاه محل التقاي افکار، افراد، گروه ها و قوميت ها و مذاهب مختلف است و از همين جاست که عملکرد و برخورد مسوولان براي بر هم زدن اين همبستگي تحت عنوان بومي سازي مي تواند به نوعي دانشگاه را دچار رکود کند. دانشگاه بايد از حالت رکود و بي تفاوتي حاکم بر آن تحت عنوان مسائل مختلف يا ملاحظه کاري هاي موجود يا به بهانه کار و توليدات علمي خارج شود. بايد دانشگاه محل تمرين دموکراسي و گوش دادن به سخنان مختلف و کانالي براي تصفيه و تهذيب افکار گوناگون باشد تا مردم خود قضاوت کنند و در رد و پذيرش مختار باشند. اما آنچه امروز در اين مقطع لازم است به خود آمدن و هوشياري و از حالت بي تفاوتي خارج شدن است. بايد دانشگاه هميشه ثابت کند نبض کشور و موثر در جهت گيري و انتخاب راه است.

مسوولان دانشگاه ها نبايد دانشگاه ها را يک کارخانه يا شرکت توليدي به شمار آورند يا سربازخانه يي تلقي کنند بلکه بايد تمام امکانات را براي رشد و اعتلاي شخصيت فرزندان اين مرز و بوم فراهم کنند زيرا اگر در دانشگاه ها و در کلاس هاي درس و در تريبون هاي آزاد استاد و دانشجو حرف و درد خود را نگويند تبديل به عقده و مجامع زيرزميني مي شود که ضرر و زيان آن بيشتر مي شود و از سوي ديگر مجامع دانشگاهي نبايد نه به خود و نه به ديگران اجازه دهند اين تاثيرگذاري را از آنان بگيرند و آنان را از ايفاي نقش و مسووليت بازدارند. چون مشخص است استاد و دانشجو تنها يک ضبط صوت يا کامپيوتر نيستند که فقط يک نقش مکانيکي و فيزيکي را انجام دهند بلکه شخصيت روحي و فکري و انسان ساز آنها است که ويژگي مهمي به آنان بخشيده است. با توجه به همه مطالب گفته شده هر چند بر همگان واضح است که رياست جمهوري چه نقشي در کشور ما دارد و چند درصد قدرت به ايشان تعلق دارد يا حتي اگر با همه خوش بيني ها قوه مقننه و مجريه در اختيار اصلاح طلبان قرار گيرد تا چه حد مي توانند موثر باشند و به رغم انتقادهايي که از آقاي خاتمي در دوره رياست جمهوري ايشان وجود دارد اما شرايط موجود و مشکلات داخلي و خارجي و ايجاد نگراني هاي فراوان و وجود دغدغه هاي بسيار در ذهن هر ايراني و گرفتاري هاي معيشتي و اقتصادي و اجتماعي، افزايش شکاف هاي طبقاتي و اجتماعي، تزلزل در مديريت ها و حذف نيروهاي کارآمد در گردونه اداره کشور، هشدارهاي پي در پي متخصصان در کاهش جايگاه کشور، برخورد کردن و ايجاد تنش در بسياري از مراکز، دخالت هاي نابجا در مسائل نامربوط به دولتمردان، ضعف اعتماد در بين مردم و مسوولان و شعاري برخورد کردن با قضايا به جاي شعوري و درک عقلاني و بنا به يک ضرب المثل قديمي ضرر را هر جا که بتوان جلويش را گرفت نافع است، مي طلبد که دانشگاهيان در اين موقعيت خطير به خود آيند و براي نجات کشور و انجام وظيفه ملي و ميهني ضمن بيان مسائل و تجزيه و تحليل کارشناسي آنها نسبت به بيان شاخصه هاي شخصيت هاي درخور اين کار به ويژه افرادي مانند آقاي خاتمي تلاش کنند و در شرايط فعلي که هيچ راهي جز اين نيست دريغ نکنند البته به شرطي که خاتمي با ايده جديد و برنامه يي براي نسل امروز بيايد.

منبع:روزنامه اعتماد

+ نوشته شده توسط شورا در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت 19:35 |