تجلي اراده مردم
دكتر جلال جلالي زاده
اراده هر ملتي چه به صورت فردي و يا جمعي يک پديده عملي و رفتاري است که در عالم خارج انعکاس مي يابد و شکل واقعي به خود مي گيرد يعني عزم قلبي و تصميم نفسي زماني مي تواند اثربخش باشد که در عالم خارج نمود عيني پيدا کند. در تاريخ بشري شاهد تجلي اراده ملت ها براي تعيين سرنوشت و تغيير وضعيت جامعه هستيم. در گذشته هاي دور بيشتر اين اراده به صورت فردي و در قالب قدرت فيزيکي و نظامي جمعي توانمند را به دنبال خود مي کشانيد و جز افراد معدودي مانند کريم خان زند که لقب وکيل الرعايا را براي خود انتخاب مي کرد بقيه چنان در عالم اعمال زور و قدرت مست و سرگرم مي شدند که جز اراده خود را به رسميت نمي شناختند و هرچند چنين مقدمه يي به معناي تثبيت و انتساب اين صفت به گذشتگان و نفي آن از معاصران و آيندگان نيست زيرا طبيعت بشري اگر توسط نظارت اطرافيان و دستگاه ها و نهادها و عامه مردم کنترل نشود به خوي سرکش و تکتازي خودش ادامه خواهد داد و مجالي براي عرصه ظهور به ديگران نخواهد داد، اما تفاوتي که عصر حاضر با گذشته داشته و وجه مميز آن با زمان سابق است و نقش مهم اراده ملي را چشمگيرتر کرد، آگاهي و دانش نوين و فراگير شدن علوم و بهره وري همگان از نتيجه زحمات انديشمندان و دانشمندان در زمينه هاي مختلف است که از آن جمله در پي بردن به داشتن حقوق و تلاش براي کسب و حفظ آن است که اين مهم جز با ايفاي نقش و حضور در صحنه سياست و آگاهي بر لزوم و ضرورت و اهميت اين نياز و سرمايه انجام نمي شود، شايد ايجاد رشته خاصي در دانشگاه ها و انشعاب و اضافه کردن پيشوند و پسوند به اين علم بر اهميت آن افزوده است، چون تدبير امور از منزل گرفته تا کشور و جهان جز با استفاده از خرد و به کارگيري اراده براي استفاده از نتايج خرد و تفکر ميسر نيست و اگر خداوند پيامبراني را براي تذکر به بشر فرستاده براي آن بوده که برخي از انسان ها به محض رسيدن به قدرت و چشيدن طعم قدرت و منافع مادي نيروي خرد را وسيله يي براي تحميل اراده خود بر ديگران و تبعيض و حق کشي و تضييع حقوق آنان مي کنند، در گذشته هاي دور که مستبدان از جهل و ناآگاهي مردم استفاده مي کردند و حتي در ايام عسرت و سختي و تهي شدن خزانه حاضر نمي شدند حتي براي باسواد شدن مردم پولي بگيرند، اما امروز نه اينکه از سر صدقه حاکمان و حکومت ها مردم به محق بودن خود رسيده اند بلکه در اثر زحمت مبارزان و فعاليت سياستمداران و دادن هزينه هاي مادي و معنوي فراوان بوده است تا خود را از ربقه تکليف نجات دهند و به شخصيت حقيقي و اصلي خود دست يابند. امروز تجربه هاي تاريخي جوامع مختلف بشري به اين نتيجه مهم منتهي شده که اداره امور و سيادت و سروري جز با مشارکت و اعمال اراده و احساس مسووليت در تعيين سرنوشت ممکن نيست و اين آگاهي فراگير که از طريق تاسيس مراکز آموزشي و رسانه هاي گروهي و تشکل هاي مدني و احزاب و به اصطلاح مدرن شدن و زندگي کردن در دنياي مدرن است راه را بر هواداران حفظ وضعيت موجود و جلوگيري از انتخاب مردم گرفته و اگر در دنياي مدرن هم افراد يا گروه هاي يافت شوند که سوداي برگشت به گذشته را داشته باشند، چنان با انتقاد و اعتراض گروه ها و افراد از داخل و خارج مواجه مي شوند که روياي شيرين تسلط بر اراده عامه مردم آنان به تلخي تبديل مي شود. انتخابات که تجلي اراده يک ملت است زماني مي تواند به خوبي و به درستي متجلي شود که فضاي لازم و زمينه مناسب از طرف مجريان و ملت فراهم شود. اميد است چنان باشد.
